تبليغاتX
.

.

تو بودی که میگفتی نوشته ها تو دوست دارم
طرز خوندناتو  دوست دارم
تو بودی که میگفتی طرز نگاهتو دوست دارم
لبخند روی لباتو دوست دارم
تو بودی که میگفتی احساس قشنگتو دوست دارم
حس قشنگ توی کلام تو دوست دارم
تو میگفتی مهربونی هاتو دوست دارم
لطف و صفا تو دوست دارم
میگفتی عاشق اخلافتم
حتی بهونه گیری هاتم دوست دارم
تو همش میگفتی با تو بودن رو دوست دارم
با تو تنها بودن زیر یک سقف و دوست دارم

آره میگفتی رنگ چشاتو دوست دارم
دل شور زدناتو دوست دارم
.
.
اینجوری دوستم داشتی پس چرا  منو تنها گذاشتی
رفتی منو با خود توی این کلبه پر از غم تنها گذاشتی 
دنبال چی هستی... 
دنبال یه عشق تازه
که بمونه و با تو بسازه
توی این روزگار غریب با تو آشنا بشه
کلبه عشق  بسازه
من بودم که تورو عاشق کردم
تو دلت عشق و زنده کردم
عاشقت کردم و با تو زندگی کردم.....
.
.
پس نذار از چشم بیافتی
نمی خوام بعدش به دست و پام بیافتی
نکن با دل من بازی
نزن ساز ناسازگاری
آخه توی این دور و زمونه با کی میخوای بسازی.......



لینک ثابت نوشته شده در Sun 2 Aug 2009ساعت 13:30 توسط Mehdi


چی شد که دلت پر از سنگ شد
عشق من تو وجودت بی رنگ شد
چی شد که دیگه نمی خوای نگام کنی
نمی خوای اسممو از ته دل صدا کنی
چی شد که دست گرم منو رها کردی
سردی دستتو با دیگری آشنا کردی
چی شد که قلبت از من جدا شد
رفت و با غریبه هم صدا شد
کدوم پرنده شوم نشست روی بام من و تو
نغمه جدای رو خوند واسه من و تو

لینک ثابت نوشته شده در Tue 14 Apr 2009ساعت 11:47 توسط Mehdi